تبلیغات
گروه مشاوره سرپرستی مدارس جمهوری اسلامی ایران در سوریه و لبنان و اردن - خلاصه کتاب چگونه دیگران را روان‌شناسی كنیم ؟ ( قسمت اول )

خلاصه کتاب چگونه دیگران را روان‌شناسی كنیم ؟ ( قسمت اول )



روان‌شناسی چیست؟

روان‌شناسی، دانش مربوط به روح و جان است. به زبانی ساده می‌توان گفت كه روان‌شناسی، بررسی و مطالعه پدیده‌های ذهنی از هر گونه را در بر می‌گیرد و دانسته‌های خودآگاه و ناخودآگاه ذهن را مورد پژوهش قرار می‌دهد. یكی از اساتید روان‌شناسی فرانسه در اینباره اظهار داشته است:
« روانشناسی پدیده‌ای است همگانی كه بطور مطلق به هر موضوعی دست می‌یازد و در هر موردی می‌توان نشانه‌هایی از آن را بازیافت». روانشناسی تمام رفتارهای درونی و بیرونی انسان را مدنظر قرار می‌دهد و انگیزه‌های درونی و بیرونی این رفتارها را بررسی می‌كند.

چگونگی شناخت شرایط انسان

پیوند با دیگران، مستلزم قبول یا بازگویی واقعیت‌هاست. بازگویی آنچه كه هست و تلاش برای آنچه كه باید باشد. روان‌شناسی جدید برآنست كه هر فرد باید پاك و صادق باشد. حداقل با خویشتن چنین باشد و این صداقت، آغاز رشد است. روابط بین انسان‌ها مستلزم وجود اعتماد و اطمینان است. باید به‌گونه‌ای روشن و صادقانه با هم روبرو شویم. همیشه باید به سخنان دیگران با دقت تمام گوش كرد و مهم نیست كه صحبت چقدر شوخی یا جدی است و طرفین مورد بحث چه كسانی هستند. باید همیشه سراپا گوش باشیم، زیرا كه با همین كلمات و گفتگوها می‌توان افراد را واقعا شناخت. اشخاص نیز می‌توانند از ناگفته‌های درونیشان به ما خبر دهند. در اجتماع كنونی، آدم‌هایی را می‌یابیم كه متاسفانه با گذاشتن یك نقاب دروغین بر چهره واقعی خود و با نقش بازی كردن، در كنار واقعیت‌ها زندگی می‌كنند. شاید برای‌آنان نوعی مفهوم داشته باشد، اما از نظر ما و از نظر عموم انسان‌ها، چنین زندگی به مفهوم واقعی زنده بودن و زندگی كردن نیست. آنان با دیگران پیوندی ندارند و تنها هستند و تنها می‌مانند. هیچ‌یك از انسان‌ها دوست ندارند كه یك عمر را با حیله، تزویز و دروغ زندگی كنند. ولی ترس از تجربه كردن و خطری كه باید متحمل شوند آنان را از بازی كردن نقش و زیر نقاب رفتن ناگزیر می‌كند. آنان باید تا آخر عمر به این بازی ادامه دهند. پس از آنكه در نقش دروغین خود غرق شدند و برای‌خودشان هم این تشخیص بسیار مشكل می‌شود كه واقعا كی هستند؟ در تمام لحظاتی كه به‌عنوان یك انسان رشد می‌كنیم، با این مشكل روبرو خواهیم بود. اما پشت سر گذاردن مراحل گوناگون رشد انسانی و به سلامت گذار كردن از آن، ما را بر این مشكلات پیروز خواهد كرد.

در ادامه خصوصیات مختلف انسانهای اطرافمان را خلاصه وار بیان می کنیم :



انسان واقع‌بین

یك انسان واقع‌بین همواره در جال تعادل است، تعادل بین حالات درونی و بازتاب‌های برونی، یعنی ظاهر و باطن وی با هم برابری دارند. انسان واقع‌بین وجودش را همینگونه كه هست قبول می‌كند. در واقع خویشتن را می‌شناسد و می‌داند در نهانش چیست و كیست. خویشتن را فریب نمی‌دهد و گرد كارهای ناشدنی و ناشایست نمی‌گردد. به استعداد و ظرفیت خود ایمان دارد و به تلاش خود متكی است. آگاهی از خود به او اعتماد‌به‌نفس می دهد كه در نتیجه آن زندگی وی روشن، پرثمر و سرشار از رضایت خواهد بود و هیچ‌چیز نمی‌تواند در شخصیت خودساخته و خودشناخته او نفوذی دروغین یابد.

نیاز خواستنی‌ بودن

آیا هرگز فكر كرده‌اید كه چرا برخی تا این حد پایبند برخی ارزش‌های نادرست بدلی كه دیگران القاء كرده‌اند هستند؟ پاسخ این است: آنان نیاز شدیدی به محبت و احساس دلبستگی دارند. ترس از رانده شدن و نخواستنی بودن یكی از ریشه‌دارترین ترس‌هایی است كه با آن روبرو هستند.
بدترین ناكامی برای هر یك از ما احساس عدم تعلق است و احمقانه‌ترین كارها این است كه از قوانینی كه ضامن قبول و پذیرش ما توسط اطرافیان می‌باشد، سرباز می‌زنیم. از همین رو كوكورانه، «بایدها»، «رسم بر این است»، «لازم است‌ها» را به‌عنوان غرامتی در قبال احساس تعلق كردن، می‌پذیرند و به‌جای آنكه با قاطعیت موضع درستی را در زندگی انتخاب كنند، در مقابل قضاوت سایرین بره‌وار زانو می‌زنند.

خصوصیت آدم‌های بچه ننه


اصولا مادران خودخواه، كه فقط نقش مادر را خوب بازی می‌كنند و كودك را بصورت موجودی كاملا وابسته به خود بار می‌آورند در نتیجه كودكان آنها هنگامی‌كه به سن بلوغ و جوانی می‌رسند ناگهان با دنیایی روبرو می‌شوند كه با آن هیچگونه آشنایی ندارند و در خود هیچگونه آمادگی برای‌روبرو شدن و مقابله با مشكلات حس نمی ‌كنند و حامی همیشگی آنان نیز نمی تواند در این مراحل كمكی كند. خصوصیات این‌گونه مادران:


الف/ اضطراب، به‌گونه عصبی آن: اینان از احساس ناامنی شدیدی رنج می‌برند و فكر می‌كنندحمایت افراطی می‌تواند تاامنی كودك را نیز از بین ببرد.
ب/ناكامی‌های زناشویی: كسانیكه در زندگی زناشویی، خود را ناراحت و بدبخت حس می‌كنند، معمولا تمام محبت و توجه خود را به كودك خود اختصاص می‌دهند.
ج/ خصومت: حمایت بیش‌از‌حد، نوعی عكس‌العمل‌سازی است در برابر خصومت درونی كه مادر نسبت به فرزند خود حس می‌كند. با محبت بسیار زیاد و حمایت و پشتیبانی بیش‌از‌حد خود، كفاره این احساس ناخودآگاه را پس می‌دهد.

خصوصیات افرادی كه اعتماد‌به‌نفس دارند

اینگونه افراد در مقابل رویدادهای گوناگون با رفتار خود كه قوی، محكم، آرام، موقر و متین است مشخص می‌شوند. در برابر فشارهای زودگذر مقاومت می‌كنند. ثابت و استوار در مسیر هدفشان گام برمی‌دارند. بر جسم خود حاكم بوده و آن را وادار به انجام تمرینات بدنی نموده، وزن خود را كنترل می‌كنند. از زیاده‌روی در غذا خوردن و از الكل، مواد مخدر و عادات ناپسندی نظیر آن پرهیز می‌كنند. در مقابل احساسات بی‌ارزش، حسادت، نفرت، هوس‌های زودگذر به راحتی مقاومت نموده و همواره این احساسات را مهار كرده تا آشكار نشوند. بدون فكر حرف نمی‌زنند، رازدار هستند، علیه ناتوانی‌ها و كاستی‌هایشان با نیروی اراده مبارزه می‌كنند، برای موفقیت در كارهایشان تنها روی خود و تلاش‌های خود برای رسیدن به موفقیت حساب می‌كنند. این افراد كاملا از افكار و عقاید دیگران مستقل بوده و به‌جای آنكه بصورت برده وقایع و حوادث درآیند، بر آنها غالب می شوند.همچنین مسئولیت‌هایی را كه بر عهده دارند بر دوش دیگران نمی‌اندازند. كمتر خود را تنبیه می‌كنند و افسوس رفتار گذشته را نمی‌خورند. عموما افراد شاد، خوشبین و سالم هستند.

خصوصیات افرادی كه اعتماد‌به‌نفس ندارند

خود را در دست لحظات و خوشحالی‌های زودگذر رها می‌كنند و به سختی می‌توانند در مقابل هوس‌ها و تمایلات خود مقاومت كنند. به سادگی به وسیله دیگران متقاعد می شوند. ثابت قدم نبوده و غالبا سطحی عمل می‌كنند و حاضر به قبول خستگی‌ای كه بر اثر ورزش ایجاد می‌گردد نیستند. غالبا در حرف زدن زیاده‌روی كرده و پس از آن متاسف می‌شوند. معمولا رازنگهدار نیستند. برای موفق شدن در طرح‌ها و افكار خود به دنبال شانس، تصادف و رابطه با دیگران هستند. خود را قبول ندارند و شكست خورده و بدون پرستیژ می‌انگارند. معمولا خود را گناهكار دانسته و سرزنش می‌كنند. از نظر شخصیتی بدبین، غمگین و مایوس بوده، از زندگی‌شان ناامید و با جهان در تضادند اما مراقب، با وجدان، به‌شدت منضبط، جدی، مشكل‌پسند و خیلی زود از آلودگی اشیاء و نامنظم بودن محیط عصبانی می شوند.

ناسازگاری (تضاد) عصبی چیست

زمانی كه، تمایلات، احتیاجات و اعتقادات ما با دیگران برخورد می‌كند، ایجاد تضادهایی می‌نمایند و چون این قبیل برخوردها در اجتماعات امروزی متداول و عادی است، خواه ناخواه مقدار زیادی تضاد در ما ایجاد می‌گردد كه اجتناب‌ناپذیر است. مثلا شما میل دارید در ساعتی معین با صمیمی‌ترین دوست خود باشید ولی می‌بینید شخصی دچار مصیبتی شده است و به كمك شما احتیاج دارد. در اینجا وظیفه انسانی شما حكم می‌كند كه از دیدن دوست محبوب خود صرفنظر كنید و به كمك شخص درمانده بشتابید. در این صورت طبیعی است كه از برخورد این میل و وظیفه، تضادی در شما ایجاد گردد.


علاوه بر این تضادهای دیگری وجود دارد كه بسیار شدید و نامطلوبست كه سراسر زندگی شخص را تباه می‌سازد و منشا آن دوران تربیتی محیط كودك است. با وجود تاثیر بسیار مهمی كه تضادهای عصبی در بروز امراض و ناراحتی‌های روحی دارند شناختن آنها به نحو واضح و بدون پرده كار مشكلی است. زیرا اولا، خود شخص از وجود تضادها بی‌خبر است. ثانیا شخص عصبی، بدون‌ اینكه خودش آگاه باشد و وجودشان را در خود انكار می‌كند. می‌خواهیم ببینیم از چه نشانه‌هایی می‌توان به وجود تضادهای درونی پی برد.
تناقض در رفتار، بی‌تصمیمی،‌تردید، تنبلی،‌ اضطراب، افسردگی، یأس و ناامیدی،‌میل اجباری به كناره‌گیری از مردم، عدم ابراز وجود، نفس‌تنگی، رعشه و صدها عارضه دیگر، همه نشانه و علامت وجود تضادهای عمیق روحی است.
مهمترین علامت تضادهای درونی، تناقض و عدم هماهنگی در رفتار، حالت‌ها و احساسات و تمایلات شخص است.

تردید

بزرگترین اشتباهی‌كه گاه مرتكب می‌شویم، ترس از اشتباه كردن است. شك و تردید از جمله راه‌های فرار از اشتباهات و مسئولیت‌ها به‌شمار می‌رود. افراد مردد تصور می‌كنند كه اگر تصمیم‌گیری آنان درست از آب درنیاید ممكن است اعتبار و احترام خود را به خطر انداخته باشند. افراد مشكوك و دودل، افراد بسیار خودپسندی هستند زیرا فقط به خود فكر می‌كنند و به حقایق اطراف خود با شك می‌نگرند.

نشانه‌های آدم بی‌قرار


در بی‌قراری غالبا افكار سیاه ناپدید می‌شوند و جای خود را به شادی تصنعی می‌سپارند. گاه فرد دچار خستگی شدید شده و در خود فرو می‌رود و آرام می‌گیرد و یا پر جنب و جوش و فعال می‌گردد. اما پس ار پنج دقیقه و یا حتی یك سال این بی‌قراری‌ به‌سوی افسردگی تمایل پیدا می‌كند.
بی‌قراری فردی، پركاری است كه پی‌در‌پی، به این‌سو و آن‌سو می‌دود و به خود اطمینان دارد. اجتماع نیز صورت ظاهر را می‌بیند تا جایی كه انرژی و اراده وی نیز دیگران را به اشتباه می‌اندازد، چون او را می‌بینند كه دائما در تلاش است. فرد بی‌قرار، ظاهری فریبنده داردو غالبا در مورد او چنین داوری می‌كنند:
« آدمی نیرومند است در حالیكه به عكس، نیرو و قدرت خود را از دست داده.»
« بسیار فعال است در صورتی كه فاقد انرژی است»
« خسته نمی‌شود در حالیكه قادر به استراحت نیست.»
 

برون‌فكنی

منظور اینست كه شخص مسائل روحی و ذهنی خود را بصورت عینی و خارجی درآورد. یا به اصطلاح روانشناسان، برون‌فكنی اینست كه شخص تمایلات، احساسات و حالت‌هایی را كه در خودش هست و آنها را مذموم و رانده شده می‌داند در دیگران ببیند و ملامت كند. پس برون‌فكنی حالتی است كه شخص صفات نامطلوب خود را در دیگران می‌بیند.

تعكیس

در تعكیس شخص نه تنها كاستی‌ها، بلكه كم‌و‌بیش تمامی احساسات و تمایلات خود را در دیگران می‌بیند. مثلا برخی‌اشخاص هنگامی كه نسبت به خودشان عصبانی و خشمناكند به‌نظرشان می‌رسد كه دیگران چنیت حالت‌هایی را نسبت به آنها دارند. بنابراین وقتی كسی خوب و بد زندگی خود را تحت نفوذ عوامل خارجی و غیر از خود احساس كند، كاملا منطقی است كه پی‌در‌پی یك حالت دفاعی و آماده باش به خودش بگیرد و بكوشد تا رفتار و نظر دیگران را نسبت به خود تغییر دهد،‌اصلاح كند یا آنها را تنبیه نماید، یا خود را از شر آنها حفظ كند و یا آنها را تحت تاثیر قرار دهد.

خصوصیات افراد لذت‌جو


افرادی كه خوشی‌ها و لذت‌های شخصی را به هر چیز دیگری ارجح می‌دانند و با این فكر «دم را خوش باش» سعی می‌كنند بر ناراحتی‌های درونی خود سرپوش بگذارند، اینان غالبا بی اساس و بچه‌گانه فكر می‌كنند. برای كاری كه شروع می‌كنند هرگز فكر نمی‌كنند. برای خوشی‌های آنی و زودگذر خود از هیچ كاری روی‌گردان نمی شوند. حتی گاهی روی پول و ثروت و آبرو و حیثیت دیگران نیز در این راه حساب می‌كنند. این تقریبا یك قاعده كلی است كه میزان و شدت «خودمحوری» انسان‌ها بستگی به میزان درد و ناراحتی آنان دارد.
بطور كلی، برای این افراد، موضوع بحث و گفتگو مطرح نیست، همینقدر كه بحث در مورد آنان باشد، برایشان كافی است. آنان به‌تدریج درون‌گراتر می‌شوند و نشانه‌های «افسردگی» را ظاهر می سازند.

خصوصیات افراد مبتلا به سادیسم

یكی از نشانه‌های تمایلات سادیسمی این است كه شخص از نفس آزار رساندن به‌دیگران لذت برده و نیتش مستقیما اذیت دیگران است. اما تیپی مانند برتری‌طلب اقتضای روحیاتش اذیت دیگران است نه اینكه مانند یك سادیسمی از لذت دیگران لذت ببرد یا شخصی ممكن است به‌خاطر حفظ منافع خودش با كسی نزاع و كشمكش داشته باشد و دائما درصدد آزار او برآید. این آزار و اذیت‌ها فی‌نفسه دلیل تمایلات سادیسمی نیست زیرا مستقیما هدفشان آزار دیگران نیست.


سادیسم پدیده‌ای است كه وسیع كه به صورت‌های مختلف ظاهر می‌شود.
علائم و روش‌های ارضاء تمایلات سادیسمی:
1- بازی با عواطف دیگران
2- میل استثمار دیگران
3- میل محروم ساختن دیگران و دریغ از آنهاست. البته در شرایط معینی ممكن است خیلی هم دست و دلباز باشد ولی چیزی كه مشخص است، خنثی كردن و از بین بردن لذتی است كه دیگری از این دست و دلبازی می‌برد.
4- میل نكوهش و تحقیر دیگران
حسد، احتیاج به كم ارزش كردن دیگران، بدبینی و نارضایتی از زندگی، یك عامل بروز تمایلات سادیسمی است. عامل دیگر احساس یأس و درماندگیست و اگر نتواند بطور مستقیم ستیزه‌جویی خود را متوجه دیگران سازد، تحت عنوان پند و اندرز،‌دلسوزی، خیرخواهی، میل كمك و غیره نیشش را می‌زند.

تمایلات جنسی مازوشیستی از دیدگاه فروید


مازوشیسم نقطه مقابل سادیسم است. در اینجا شخص، گذشته از آن كه هیچ تعرض و تحكمی به جفت جنسی خود نمی‌كند، بلكه دوست دارد تا مورد تعرض و تحكم و شكنجه نیز قرار گیرد و از جانب مفعول جنسی خود دچار خسارت‌های مادی و معنوی گردد. به این تفسیر كه مازوشیسم شكلی از سادیسم است كه متوجه خود فرد شده است، و شخص آنچه را كه  در حالت سادیسم نسبت به دیگران انجام داده و روا می‌دارد، نسبت به خودش جایز می‌داند. انحراف مازوشیسم به عناوین و اشكال گوناگون ظاهر می‌شود و تا حدی در حدود متعارف و خارج از عادت باشد حالت غیرطبیعی محسوب نمی‌گردد. اما این حالت غیرطبیعی از دو راه اصلی نمود پیدا می‌كند: از راه روانی و از راه بدنی. مازوشیسم روانی عبارت است از آن كه شخص مفعول دوستدار آن است تا بدون آنكه از ناحیه بدنی مورد ضرب و جرح واقع شود، از نظر روانی آزرده گردد، به این معنی كه مورد فحش و اهانت و تحقیر و ناسزا گیرد. مازوشیسم جنسی در افرادی تجلی دارد كه میل جنسی آنها به وسیله تحمل درد و شكنجه‌های سخت و در پاره‌ای موارد قطع یك عضو و یا جراحت سختی اقناع می‌شود. اشكال انحرافی مازوشیست‌ها از لحاظ بدنی به یكی از چند حواس پنجگانه وابستگی دارد.

رفتار اشخاص بدخلق

از نشانه‌های مشخصه این گروه عصبانیت بیش‌از‌حد و غیر قابل كنترل آنهاست. نوع افراطی اینان «بیماران عصبی» را تشكیل می‌دهند. در برخوردهای روزمره كنترل خود را بسیآر زود از دست می‌دهند، احساس امنیت نمی‌كنند. در عصبانیت‌ها، غالبا دستان و انگشتان لرزان دارند.

رفتار اشخاص سازشگر

سازشگری، نوعی نقش بازی است كه آن را می‌توان «كسب صلح به هر قیمتی» نام نهاد. اصولا آدم‌هایی كه فقط همین حالت را حفظ می‌كنند. با یك احساس گناه و یا یك گناه دست بگریبانند. این گروه اصولا دوست ندارند كه دیگران آنها را رد كنند. این‌گونه افراد، گاه به بیماری‌های جسمی دچار می‌شوند. چرا كه بازی نقشی كه خواسته‌های فردی و مصالح اجتماعی را نتواند به هم پیوند زند، خشم انسان را بدرون می‌ریزد و آسیب‌هایی بدو وارد می‌سازند.

خصوصیات افراد مهرطلب

مهرطلب،‌دارای صفات و خصوصیاتی است كه ناگزیر او را به صورت آدمی سربراه، رام و تسلیم و بطور كلی پیرو و فرمانبرداری دیگران درمی‌آورد. نیاز شدیدی به جلب محبت و تایید و تصویب دیگران پیدا می‌كند. احتیاجات، تمایلات و رفتارش دارای این خصوصیات است.
نخست اینكه در نیازها و تمایلاتش نوعی عطش و اجبار وجود دارد. دوم اینكه در ارضای احتیاجات و تمایلاتش نوعی بی‌تفاوتی مشاهده می‌شود. یعنی برایش مهم نیست كه جلب‌نظر و محبت چه كسی را بنماید. فقط احتیاج دارد به اینكه محبوب همه‌كس باشد. سوم اینكه احتیاجاتش توأم با هیجان و اضطرابند و در صورت عدم توفیق در ارضاء آنها، دلسردی و سرخوردگی شدیدی در شخص مهرطلب ایجاد می‌گردد.
دائما آماده خوش خدمتی، ابراز همدردی، كمك و تمجید و تحسین كردن دیگران است و می‌كوشد تا انتظارات دیگران یا آنچه را او انتظاراتش می‌پندارد، برآورده كند. در ابراز قدردانی زیاده‌روی می‌كند. می‌كوشد تا به خودش بباوراند كه همه‌كس را شدیدا دوست دارد، تمام مردم خوب و قابل اعتمادند. این ظاهرسازی‌ها بر تزلل روحی و یأس و سرخوردگیش بیش از بیش می‌افزاید. قدرت ابراز وجود و برازندگی ندارد. تظاهر به فروتنی و بی‌ارزشی می‌كند. یكی دیگر از خصوصیات بارز تیپ مهرطلب این است كه دائما میل دارد مورد سرزنش و ملامت قرار گیرد. حتی در مواردی كه به نحو بارزی انتقاد و شماتت دیگران نسبت به او بیجاست. جرأت و شهامت ابراز وجود، انتقاد، تقاضا، تحكم و فرمان، ابراز لیاقت و كوشش برای رسیدن به هدف‌های بزرگ و عالی در او نابود می‌گردد. از هیچ چیز به تنهایی‌لذت نمی‌برد.
در ضمن تحلیل شخصیت تیپ مهرطلب می‌بینیم در پشت انسان‌دوستی مشهود، یك بی‌عاطفگی، بی‌علاقگی و بی‌اعتنایی شدید به انسان‌ها، تمایلات تسلط‌طلبی و كنترل دیگران و احتیاج شدید به برتری و پیروزی انتقام‌جویانه نهفته است. یکی دیگر از خصوصیات بارز تیپ مهرطلب این است كه عشق و روابط جنسی در نظرش اهمیت فوق‌العاده‌ای پیدا می‌كند. گاهی چنان تظاهر به عشق می‌كند كه انگار هیچ‌چیز در دنیا وجود ندارد.

خصوصیات افراد برتری‌طلب

تیپ برتری‌طلب می پندارد كه اصولا تمام مردم كینه‌توز و متخاصمند و كوشش می‌كند تا خلافش را نبیند. به‌نظر او زندگی صحنه جدال و مبارزه است. مبارزه انسان با انسان، و برنده كسی است كه از همه خبیث‌تر باشد. اگر استثنایی هم بر این قاعده كلی قائل شود با اكراه و محافظه‌كاری خواهد بود. گاهی هم آن را با لعااب ادب و نزاكت، انصاف و دوستی می پوشاند. در رفتار او گاهی احتیاج عصبی به محبت، تایید و تصویب دیگران مشهود است. ولی از آنها هم برای رسیدن به هدف‌های تهاجمی و برتری‌طلبی خود استفاده می‌كند. فرد برتری‌طلب می‌كوشد تا یأس و درماندگی‌عمیقش را ظاهر نسازد، همیشه از خود جسارت و خشونت نشان می‌دهد، زیرا به‌نظر او این صفات نماینده یك شخصیت قوی و برتر است.. یكی از احتیاجات مردم برتری‌طلب این است كه بر دیگران حاكمیت، كنترل و تسلط داشته باشد كه چنین احتیاجی شكل‌های گوناگون به خود می‌گیرد.
از خصوصیات دیگر تیپ برتری‌طلب احتیاج شدید به پیشی گرفتن، كسب موفقیت، پرستیژ و كسب شهرت است. یكی دیگر از خصوصیات برتری‌طلب عطش استثمارگری و فریب دیگران است. در هر موقعیت و هر رابطه‌ای نخستین چیزی كه به ذهنش می‌رسد این است كه به خودش می‌گوید: «از این موقعیت یا رابطه چه چیز عاید من می‌شود، چه استفاده‌ای می‌توانم از آن ببرم»
عشق در نظر این افراد اهمیت چندانی‌ندارد و تنها به خودشان فكر می‌كنند. فرد برتری‌طلب می‌كوشد تا ترس خود را تحت كنترل درآورد. مثلا اگر از دزد می‌ترسد تعمدا در یك اتاق تنها می‌خوابد تا بر ترسش غلبه كند. این تیپ دیگران را مورد شماتت و ایراد و اتهام قرار می‌دهد.


****

منبع (قسمت اول ): کتاب "  چگونه دیگران را روان‌شناسی كنیم  "  نویسنده : محمدرضا تقدمی-انتشارات جیحون



[ یکشنبه 1 آذر 1394 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ حسن بقایی ]
ابزار رایگان وبلاگ

ابزار وبلاگ

کد جمله های دکتر شریعتی